زلیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی
رسیدم یا علی گفت
مگر
این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی
غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته چو بر میخاست
آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد زبس بیچاره
مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد یقین آنجا علی
هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد گمانم ابن ملجم
یا علی گفت
دلا باید که هردم یا علی گفت نه هر دم
بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را هر آنچه بود
عالم یا علی گفت
محمد در شب معراج بشنید ندایی آمد آنهم
یا علی گفت
پیمبر در عروج از آسمانها بقصد قرب اعظم
یا علی گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان نبی الله
اکرم یا علی گفت
به هنگام فکندن داخل نار خلیل الله اعظم
یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد کلیم آنجا
مسلم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده میشد یقین عیسی بن
مریم یا علی گفت
علی در خم به دوش آن پیمبر قدم بنهاد و
آندم یا علی گفت
به نام دل به نام شاهد و می
به نام تارو تنبور و دف و نی
به نام عاشـقان لا ابـالی
به نام هم نشينان خيالی
به نام دستهای جام بردار
به نام عاشقان رفته بر دار
به نام مجلس بزم شبانه
به نام سرور اين آشيانه
خوشا جامی که مولا در کفم داد
به دستی نی.به ديگر او دفم داد
خوشا آندم که از او می نويسم
ز رقص و ذکر ياهو می نويسم
صدايم کن که تا از او بخوانم
که من هم درد
غربت را بدانم
خوشا با نام مولا باده خوردن
چو درويشان عاشق دل سپردن
به حق باده نوشان می حلال است
که مستی
افتخاری بی زوال است
به دور اولم ساقی ولی بود
ولی ديدم که ذکر او علی بود
تقدیم به معصومه گلم